جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

172

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

( از قوچان ) سرخان هفت ميل . جعفرآباد كه محلى داراى گنبدهاى سه‌ضلعى بود پانزده ميل و دشت‌آباد . در آنجا چادرهاى تيره‌رنگ از هرسو پراكنده بود و چنين مىنمود كه همهء كردها هم در شهر زيست ندارند و عده‌اى از آنها غريزه‌هاى بومى زندگانى صحرائى خود را از دست نداده‌اند . گاهى دهكده‌هاى متروك نشان مىداد كه در آن حدود قناتى خراب و يا چشمه‌اى خشك شده است . در كلاته « 1 » كه 22 ميلى قوچان است ، من در اينجا ويكتوريا را مرخص كردم و دستور دادم كه روز بعد برگردند و خودم سوار اسب در جاده مشهد حركت كردم . تيرهاى تلگراف در سمت راست من هشت ميل تا شامگير كه دهكده‌اى نزديك رادكان است امتداد داشت . هنگامى كه در صحرا كه ديگر هيچ نوع علف و گياهى نداشت راه مىپيمودم درياچهء پرآب زيبائى كه همان سراب مشرق زمين باشد در افق مىلرزيد و همىدرخشيد و هرچه ما جلوتر مىرفتيم او هم دور تر مىنمود . نزديك غروب تپه‌هاى شمال شرقى كه خورشيد مغرب با قرص تمام بر آن مىتابيد بواسطهء الوان سرخ و ارغوانى شكوه خيره‌كننده‌اى

--> - امتداد يكديگر در بيابان ديده مىشوند ، ولى معمولا مجراى قنات زود مسدود مىشود و احتياج به تخليه و گاهى با خرج زياد نوسازى لازم مىآيد . ازاين‌رو بعضى اوقات دو رشته قنات در چند قدمى يكديگر به نظر مىرسد ضمنا اين حفره‌هاى سرباز قناتها بسيار خطرناك است چون باران خاكريزها را موقتا رفته‌رفته از بين مىبرد و بارها حيوانات بيچاره در اين حفره‌هاى متروك جان داده‌اند و اسكلت آنها در ميان اين حلقه چاهها ديده مىشود و بارها سواركاران نيز دچار مخاطره شده‌اند . سرگذشت يكى از سواركاران تهران نيك انتشار دارد ، از اين قرار كه در حين سوارى ناگهان در بيابان ناپديد و بعد معلوم شد كه در يكى از حلقه چاه‌هاى متروك قنات فروافتاده بود ، ولى با اسبش بدون خطر نجات يافت در اين حلقه‌ها گاهى كبوتران صحرائى لانه مىسازند به‌طورى كه اگر در دهنهء يك چاه كف بزنيد حيوان بيچاره از دهنهء ديگر فرار مىكند ازاين‌رو آنجا شكارگاه مناسبى است كه حتى استادان « هورلينگهام » را نيز دستخوش حيرت خواهد ساخت . يكى از سفراى ونيز در دربار ايران بنام سنيور جوزوفا باربارو هم بيش از چهارصد سال پيش شرح جالب توجهى در سفرنامهء خود راجع به قنات نوشته و اشاره كرده است كه اين كار سابقه‌اى بس طولانى دارد و پلىبيوس Polybius نيز كه از نويسندگان عهد قديم بوده شرحى در اين باب نوشته است . ( 1 ) - كلاته اسم محلى است به معنى عده‌اى از دهات يا آبادى - اين توضيح نويسنده است - ولى كلاته در لغت به‌معناى ده و خانه و كشتزار كوچك آمده و اسم مفرد است . ( مترجم )